عبد الحسين نوايى

128

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

سال 1147 به گنجه رسانيد و به كمك توپخانه و مهندسين روسى كه پرنس گوليتسين سفير روس در اختيارش گذاشته بود ، گنجه را گرفت و در همين شهر بود كه قرارداد ايران و روس بسته شد ( 1730 ) و به موجب آن روسيه و ايران تعهد كردند كه در هنگام هجوم دولت ثالث از كمك به يكديگر خوددارى نكنند . و ضمنا روسها اراضى ايران را پس دادند . عبد الله پاشا كوپرولو حاضر نبود كه ايالات قفقاز را پس بدهد و نادر هم دست - بردار نبود . پس جنگ اين دو حتمى بود . اين جنگ در مغرب ايروان صورت گرفت و روز 26 محرم 1148 فتحى درخشان نصيب نادر گرديد ( 18 ژوئن 1735 ) . پنج هزار نفر از سپاه عثمانى در اين جنگ كشته شدند . عبد الله پاشا و سارو مصطفى والى دياربكر نيز از اين جمله بودند . نادر سى هزار نفر اسير عثمانى را انعام داد و مرخص نمود و نعش عبد الله پاشا را كه به دست رستم قرا چورلو كشته شده بود ، به قارص فرستاد و جسد سارو مصطفى پاشا ، داماد سلطان عثمانى را به ايروان . در اين جنگ كه در محلى به نام مرادتپه روى داد ، شمار سپاه ترك را هفتاد هزار سوار و پنجاه هزار پياده نوشته‌اند . وقتى چنين سپاهى ، بدان‌سان تار و مار شد ، شهرهاى بزرگ ماوراء قفقاز مانند گنجه و تفليس و ايروان به دست سپاه نادر افتاد . نادر پس از سركوبى مجدد طوايف سركش داغستان و تنبيه طهمورث ( تيمورز ) پادشاه گرجستان و فرستادن بيش از شش هزار نفر از مردم تفليس به خراسان ، روى به جنگ با قاپلان‌گراى نهاد و در هشتم رمضان 1148 / 22 ژانويه 1736 به ملتقاى رودهاى كورا و ارس رسيد و در دشت مغان ، نزديك جواد ، اردو زد و امنا و بزرگان ولايات مختلف را احضار كرد و به حاضرين گفت كه مىخواهد به خراسان بازگردد و گوشه‌اى گيرد و آنان در انتخاب شاه طهماسب ثانى يا شاه عباس ثالث آزاد هستند . البته اين يك عشوهء نظامى و ناز سربازى بود . زيرا ميرزا عبد الحسين صدر اصفهانى چون خواست به حمايت از صفويه سخنى گويد ، به دستور نادر طناب به